تقلید و تسلیم

تقلید در فقه اسلامی به معنای پیروی از یک حکم شرعی (فتوا) در حوزه احکام (عبادات و معاملات) است آنهم در شرایطی که شخص نسبت به فهم و درک آن موضوع علم ندارد یا مردّد است. به عبارتی تقلید یک اصل آموزشی و تربیتی است که یک فرد با الگو قرار دادن چیزی سعی می کند مسیری را طی کند که به صواب و درستی نزدیک تر است. در تقلید فقهی این مجوز یا جواز و فرصت برای شخص وجود دارد که به سایر احکام مشابه (فتوا) مراجعه کند تا آسان‌ترین آنها را اجرا نماید؛ زیرا هدف از صدور دین تسهیل و آسان‌کردن امور است. به عبارتی دیگر مراجعه به سایر مجتهدین که اساتید فقه و علوم دین هستند اشکالی ندارد.

تسلیم در حوزه طریقت یعنی سرسپردگی مرید به مراد (سالک به شیخ) به گونه میّتی (مرده‌ای) در دست غسّال (مرده‌شور) و شیخ هر چه در سیروسلوک به سالک گفت حتی اگر به‌ظاهر کفر (خلاف‌شرع) باشد سالک موظف است اطاعت کند؛ زیرا شیخ آگاه به اسرار است و از سر هوای نفس حرفی نمی‌زند. به تعبیری: کفرِ مراد، ایمان مرید است.

در حوزه طریقت وقتی شاگرد یا سالک به استاد یا شیخ دست ارادت داد اختیار از وی سلب می‌شود و در حوزه سیروسلوک و کسب معرفت تسلیم محض استاد و شیخ است و نسبت به تعلیمات او حق پرسش و چون‌وچرا ندارد و تخطی از فرمان شیخ یعنی عهدشکنی و خروج از طریقت. این موضوع در تصوف با نظام خانقاهی که متأثر از تعالیم سلسله یا آموزش فرقه مشخصی هستند مصداق روشن‌تری دارد.

تسلیم اصلی شدید،سنگین و با محدودیت بیشتر نسبت به تقلید است. علاقه مندان به عرفان و تصوف با استناد به محتوای برخی متون عارفانه و صوفیانه اصل تقلید را زیر سئوال می برند و آن را آفت و دلیل فلاکت و بدبختی مردم می دانند و در مقابل تسلیم [استاد] شدن را زمینه ای برای تعالی و ترقی عنوان می کنند. در تصوف خانقاهی هم دست ارادت به شیخ یا پیر مقدمه ای برای ورود به باب تسلیم است که جای چون و چرا ندارد در حالیکه در موضوع تقلید این اختیار از شخص سلب نمی شود.

اساساً تسلیم، تقلید را هم در خودش دارد.کسی که تسلیم می شود هرآنچه استاد طریقت به او می گوید را بی چون و چرا انجام می دهد و ماهیّت این کار همان تقلید است منتهی در مرتبه ای شدیدتر.

,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 4 =