دسته: مکتب صَحو

  • مکتب عرفانی صَحو

    اندیشه تصوف در سرزمین عراق از شهر بصره به بغداد راه یافت. چهره‌های شاخصی چون حسن بصری به‌عنوان پایه‌گذار مشرب فکری تصوف محسوب می‌شوند. وجه نام‌گذاری مکتب عرفانی بغداد به‌خاطر آنست که این شهر بعد از افول اعتبار علمی بصره،…

    ادامه مطلب

  • جنید بغدادی

    در کتاب «شرح التعرف لمذهب التصوف» نام او ابوالقاسم الجنید بن محمد بن الجنید البغدادی ذکر شده است (۱). هجویری از او به نام ابوالقاسم الجنید بن محمد بن الجنید القواریری یاد کرده است (۲). تاریخ وفات او را بین…

    ادامه مطلب

  • تجلّیات جلالی

    تجلّیات جلالی از قسم تجلّی صفات است. (۱) و نشانه‌های آن قدرت و کبریا و جبروت الهی است. از آثار تجلّیات جلالی بر بنده این است که فاصله میان عبد و معبود، مُحِبّ و محبوب را به بنده یادآوری می‌کند…

    ادامه مطلب

  • شریعت محوری

    ویژگی بارز مکتب عرفانی بغداد مبتنی بر تعالیم جنید تأکید بر رعایت اصول شریعت و آداب سنّت و انجام تکالیف و عمل به تکالیف و طاعات شرعی است. حتی تبعیت و پیروی از کسی که در تصوف، عالِم به قرآن…

    ادامه مطلب

  • توحید

    توحید در لغت به معنای یگانه گردانیدن، یگانگی و اقرار به وحدانیت خدای تعالی است (۱). در تصوف تعریف توحید در قالب الفاظ امکان‌پذیر نیست؛ زیرا خداوند در وصف نمی‌گنجد و چیزی که به وصف در نمی‌آید تعریف‌پذیر هم نیست:…

    ادامه مطلب

  • رؤیت و میثاق

    رؤیت در لغت به معنای دیدار، دیدن به چشم، بینش و فکر و اندیشه (۱) و در اصطلاح به معنای شهودِ خداوند است: «الشّهود رؤیه الحقّ بالحق» (۲) شهود، غیبت از خلق و حضور در برابر حق است. شهود متصل…

    ادامه مطلب

  • صحو

    صحو در لغت به معنای هوشیاری است. برطرف‌شدن تیرگی آسمان بعد از کنار رفتن ابرها را نیز صحو می‌گویند (۱) صحو در تصوف به معنای بازگشت سالک از حال سُکر است: «فالصحو: رجوع إلی الإحساس بعد الغیبه» (۲) «صحو بازآمدن…

    ادامه مطلب

  • حضور و مراقبه

    حضور در لغت یعنی ضد غیبت، وجود و ظهور، نزد و روبرو و همچنین به معنای خدمت و درگاه است (۱) و در اصطلاح تصوف، حضور، حاضر بودن به حق است و غیبت از خلق (۲). در نظر صوفیه بین…

    ادامه مطلب

  • کتمان سِرّ

    سرّ در لغت به معنای راز و هر امر پوشیده و پنهان (۱) و در اصطلاح صوفیه منزلی است از منازل سلوک که سالک اندکی با عالم معنا آشنا می‌شود (۲). همچنین سرّ را به عنصر [چیز] لطیفی تعبیر کرده‌اند…

    ادامه مطلب

  • صدق و اخلاص

    صدق در لغت به معنای راستی و از روی حقیقت است (۱). در اصطلاح تصوف، صدق به معنای فضیلتی راسخ است در نفس آدمی به اقتضای ظاهر و باطن. در این معنا انسان گفتار و کردارش با نیات و احوالش…

    ادامه مطلب