میل به کشف حقایق پنهان شده و کشف رمز و راز از متون دینی و یا متون باصطلاح مقدس در میان پیروان ادیان معروف و مشهور جهان قابل مشاهده است و این موضوع اختصاص به عرفان و تصوف اسلامی ندارد. حتی در دین اسلام و شریعت محمدی نیز گرایش شدید و افراطی برای کشف معنای نهفته در باطن آیات یا احادیث وجود داشته و کم و بیش ادامه دار است.
اما اوج باطنی گری و به نوعی نهادینه شدن آن و تبدیل به یک جریان رسمی در آغاز قرن چهارم ه ق و با ظهور اسماعیلیه بود بویژه در دوران حسن صباح به عنوان داعی جنبش اسماعیلیه نزاریه. فعالیت این گروه منحصر به تفسیر و تاویل باطنی قرآن نمی شد بلکه یه جنبش نظامی سرّی و مخوف هم به شمار می رفت که تا قلب خصوصی ترین حوزه های حکومت عباسیان نفوذ کرده بود و باعث وحشت عمومی نیز شده بود.
باطنیان با ادعای این که در پشت الفاظ یا ظاهر قرآن حقایق عمیق دینی نهفته است و نیازمند به کشف رمز و رازگشایی است مدعی آن بودند که به کلید گشایش این اسرار قرآنی دست یافته اند و خود را شایسته هدایت و راهبری می دانستند. تلاش ایشان هم در راستای به دست گرفتن رهبری امت اسلام بود.
اما آیا به راستی قرآن ظاهر و باطنی دارد؟
بواقع خیر… زیرا آیات صریحی در قرآن وجود دارد که بیانگر روشن بودن پیام این کتاب و قدرت و قوت هدایتگری آن است:
لَقَدْ أَنْزَلْنَا آیَاتٍ مُبَیِّنَاتٍ وَاللَّهُ یَهْدِی مَنْ یَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ
نور/۴۶
ما آیات روشنگری نازل کردیم و خدا هر که را بخواهد به صراط مستقیم هدایت میکند
وَلَقَدْ أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ آیَاتٍ بَیِّنَاتٍ وَمَا یَکْفُرُ بِهَا إِلَّا الْفَاسِقُونَ
بقره/۹۹
و همانا بر تو آیاتى روشن فرو فرستادیم و جز فاسقان [کسى] آنها را انکار نمى کند
إِنَّ الَّذِینَ یَکْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَیِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتَابِ أُولَئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَیَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ
بقره/۱۵۹
کسانى که نشانه هاى روشن و رهنمودى را که فرو فرستاده ایم بعد از آنکه آن را براى مردم در کتاب توضیح داده ایم نهفته مى دارند آنان را خدا لعنت مى کند و لعنت کنندگان لعنتشان مى کنند
حقیقت مطلب هم جز این نمی تواند باشد کتابی که به عنوان مرجع دینی صادر و نازل شده قاعدتاً و طبیعتاً باید دارای ویژگی گویا و قابل فهم بودن عمومی را داشته باشد و نکته کلیدی این موضوع در توصیه قرآنی است که به مسلمانان می گوید به طور مرتب و روزانه به هر مقدار که امکان دارد قرآن را بخوانند:
فَاقْرَءُوا مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ
مزمّل/۲۰
هر چه از قرآن میسر مى شود بخوانید
بدیهی است اگر این کتاب و متون آن دارای الفاظ و اصطلاحات و عبارات رازگونه بود چنین توصیه عمومی نسبت به قرائت آن صورت نمی گرفت چون این امکان و احتمال نیز وجود داشت[یا دارد] خواننده نتواند معانی باطنی آن را کشف و فهم کند و به گمراهی کشیده شود.
اما باطنی گری و بطن گرایی در قرآن و متون مقدسه در پی چه چیزی بودند یا هستند؟
سودایی که اهل بطن گرایی و تأویل باطنی از آیات قرآن دارند انگیزه اصلی چنین گرایش و تمایلاتی است. اینکه آنان چیزی می داننتد و می فهمند که دیگران نمی دانند و نمی فهمند بنابر این آنان شایستگی این را دارند تا مردم را به امور حقیقی و معنای واقعی پیام الهی که در پشت الفاظ قرآن مستور و پنهان است آگاه کنند. این سودا و انگیزه همان برتری جویی و ارضاء قدرت طلبی با سوء استفاده از دین است و نتیجه آن طبقاتی کردن جامعه مردمی و اسلامی است. طبقه ای که آگاهند و طبقه ای که ناآگاهند و لزوماً باید از طبقه خاص آگاهان پیروی و اطاعات کنند.
کما اینکه در جریان باطنی گری شاهد این سیستم طبقاتی بودیم و داعیان و هادیان با جذب نیروهایی تحت عنوان فدایی که مسخّر امر و فرمان ایشان بودند دست به هر اقدامی میزدند و فدائیان نیز با قبول و یقین اینکه آنچه داعی و هادی می گوید همان فرمان و کلام خداست که از قدرت درک و فهم او خارج است هم در صدد اجرای حکم الهی بود هم در صدد کسب رضایت خداوند با جلب نظر داعی و هادی با اجرای فرمان او.
در مکتب عرفان و تصوف نیز گرایش به تفسیر عرفانی و تأویل گرایی آیات قرآن از حوالی قرن پنجم ه ق شروع می شود و تا قبل از این تأکید بر عدم افشای آراء صوفیه ارتباطی به گرایش بطن گرایی و کشف رموز قرآن نداشت. قرن ۶ و ۷ ه ق دوران اوج تفاسیر و تأویل عرفانی آیات قرآنی است که نقش محیی الدین ابن عربی در قالب رسمی و مخاطبان خاص و مولوی در اشاعه منظوم و مخاطب عام بسیار پررنگ تر است.حتی تبعات و عقبه این کشف رموز قرآنی را در نحله های(فرقه ها) مذهبی (فقهی و کلامی) دین اسلام هم قابل مشاهده است.
آسیب تفسیر و تأویل باطنی ازآیات قرآن و حتی احادیث نبوی بویژه در قالب عرفان وتصوف زمینه ساز انحرافات فکری و عدول و خروج از معنای حقیقی و بسیط آیات قرآنی است و زمینه ساز دخالت دادن اغراض و اهداف شخصی یا جریان های فکری برای مصادره به مطلوب کردن محتوای قرآن است علی الخصوص وقتی در چنین تفسیر و تأویلی به صورت تک واژه و اصطلاح یا انتخاب گزینشی آیات برای اقدام شود که غالباً همینطور است.در این روش واژه ها و اصطلاحات و آیات گزینش شده در معنای ایهامی و استعاری مورد تعریف و تشریح و تفسیر قرار می گیرند تا مقصود مفسرّ و تأویل گر تأمین شود بی آنکه شأن نزول آیه و مقصود واقعی و حقیقی پیام آیه در ارتباط با موضوع آن مورد توجه قرار بگیرد.

دیدگاهتان را بنویسید