انسان فیلسوف رواقی

یکی از اصول نظری و عملی فلسفه رواقیون، توجه و تأکید بر بی اعتباری دنیا با اشاره و تکرار به زندگی موقت انسان در این جهان است. رواقی گری به ما می آموزد سال های زیادی از عمر زمین و حیات در آن می گذرد و متوسط سنّ انسانی که در این جهان زندگی می کند در مقابل عمر زمین هیچ است. بنابر این دل بستن به این زندگی و مشغول شدن به نیازهای مادی و شهوانی، کاری ناپسند و غیر عقلانی است.رواقیون معتقدند تنها کار درست و مهم و خردمندانه و اخلاقی این است که صداقت و عدالت و نوع دوستی و همسویی با طبیعت جهان را سرلوحه فعالیت های مان قرار دهیم.

از نظر رواقیون، جهان، آفریده یک عقل کلّ، جامع و الهی است که جز به خیر و نیکی نمی اندیشد و عمل نمی کند. آنچه در کلیّت این جهان جریان دارد خیر مطلق است. عناصر طبیعت، گیاهان و حیوانات بر اساس شرّ عمل نمی کنند. آنان بر اساس سائقه و میل طبیعی خودشان فعالیت می کنند بدون آنکه در اعمال آنان هیچ نیّت بد یا انگیزه شرّ مانند انتقام وجود داشته باشد.

گرگی که گوسفند را می دَرَد بر اساس تدبیر خالق جهان برای نیاز خود شکار می کند. گوسفندی که شکار گرگ می شود نیز بر اساس تدبیر خداوندی برای چنین منظوری آفریده شده و تسلیم تقدیر خلقت خودش می شود. گیاه و حیوان نسبت به آنچه انجام می دهند هیچ ذهنیّتی ندارند چون آنان موجوداتی صاحب شعور و خرد نیستند و به عبارتی ذهن آگاه و فعال ندارند.
اما انسان موجودی است خردمند با ذهنی آگاه و فعال. این عقل و شعور و خردمندی، لطف و نعمتی است که خالق انسان به او بخشیده است. به تعبیری دیگر، رواقیون، عقل و خرد و ذهن فعال موجود در انسان را «فیض» الهی میدانند. بر همین اساس، در فلسفه رواقیون، انسان باید و بالضّروره در مسیر عقلانیت و پرهیز از احساسات فکر و عمل کند. چرا؟ این کار انسان، قدرشناسی و سپاسگزاری از خداوند است و این کار مهمترین و تنها وظیفه انسان است. نشانه های این قدرشناسی و سپاسگزاری از سوی انسان، صداقت و عدالت و نوع دوستی و همسویی با طبیعت جهان است.

انسان نباید و نمی تواند در مقابل این لطف و مسئولیتی که در نتیجه این لطف خداوند نصیب او شده، معترض باشد و بگوید من نخواستم یا من نمیخواهم. این اراده و تدبیر خداوند است. خداوند در آفرینش خود اشتباه نمی کند. همانطور که در خلقت عقرب و مار زهرآگین اشتباه نکرده، در آفرینش انسان و بخشیدن نعمت عقل و شعور و خِرَد به او نیز اشتباه نکرده است. چه کسی در قبال ثروتی که به او می بخشند احساس نارضایتی و زبان به شکایت باز می کند؟ کدام انسان عاقلی سرمایه وثروتی که به او داده شده را در راه زشتی و فساد و شهوت و نافرمانی هزینه می کند؟

رواقی گری یعنی شکرگزاری از خالق هستی و صاحب عقل کلّ آن هم فقط فعالیت در مسیر کسب فضیلت.

,

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × two =