حضور و مراقبه

حضور در لغت یعنی ضد غیبت، وجود و ظهور، نزد و روبرو و همچنین به معنای خدمت و درگاه است (۱)
و در اصطلاح تصوف، حضور، حاضر بودن به حق است و غیبت از خلق (۲).

در نظر صوفیه بین غیبت و حضور رابطه متقابلی برخوردار است. غیبت اشاره به غایب‌بودن شخص از خودش و خلق است به حواس و خواطر و از جمله رسوم و عادات و علوم ظاهری. حضور، اشاره به حاضر بودن سالک است به دل و قلب در پیشگاه خداوند و اینکه رهرو طریقت گرفتار خودش نباشد (۳).
معنای لغوی مراقبه، یکدیگر را نگهبانی‌کردن، چشم‌داشتن، اسیر و نگاهداشت، فرو هشتگی سروگردن است (۴)

مراقبه در اصطلاح یعنی سالک چنان در یاد حق باشد که از غیر او ببرَد و بریدن از غیر حق به معنای آنست که حواس خود را از خاطرات پراکنده دور کند و نفس را از توجه به نیازها و خواست‌های خود بازدارد و جز به حق نیندیشد. (۵)

اهمیت حضور و مراقبه در آموزه‌های جنید
حفظ نفس از خواطر نفسانی و وسوسه‌های شیطانی از ضروریات مکتب تعلیمی جنید است. سالک برای تحقق این امر ابتدا باید تقوای و پروای الهی داشته باشد و خداوند را حاضروناظر بر همه احوالات خود بداند و در صدد کسب رضایت الله بکوشد. بعدازاین کار شخص پیوسته در جستجوی کار نیک باشد و در برابر خواسته‌های نفس از او پرسشگری کند تا پیدا و پنهان آن درخواست برایش روشن شود (۶).

برای مهار نفس ضروری است که سالک به شهوات نفس آشنا گردد. گاهی این شهوات مربوط به خواسته‌های جسم است؛ مانند خوراک و نوشیدنی و گاه مربوط به اندیشه است؛ مانند مقام و جاه‌طلبی، خشم و انتقام (۷)

در مورد «شهوت جسمانی» جنید تأکید می‌کند که سالک به‌قدر ضرورت در تأمین خواسته‌ها و نیاز جسم بکوشد و مراقبت کند که نفس امور را بر او مشتبه نسازد (۸) مانند اینکه در ایام روزه به‌خاطر تشنگی و گرسنگی، شخص به بهانه اینکه احساس کند بدن او ممکن است دچار سستی و بی‌حالی و آسیب شود و نتواند در ادای تکالیف بکوشد میل به خوردن و آشامیدن و ترک روزه پیدا کند.

«شهوت اندیشه» در سیطره نفوذ ابلیس است. «اندیشه شیطانی» متوجه عقل آدمی است. آن بخش از اندیشه شیطانی که متوجه طبع آدمیان است در قالب شهوت نفس ظاهر می‌گردد. شیطان از طریق شهوات نفس بر انسان و اندیشه انسان چیره و غالب می‌شود.

تفاوت اندیشه شیطانی با شهوات نفسانی در آنست که شهوت و خواهشِ نفس تمامی ندارد و از خواسته خود دست بر نمی‌دارد؛ ولی اندیشه شیطانی که با «وسوسه» همراه است در ابتدا شدید است و وقتی با مقاومت و مخالفت روبرو می‌شود به‌صورت موقت ساکت می‌شود و از اصرارش دست بر می‌دارد؛ اما بعد از مدتی دوباره جان گرفته و به جنبش در می‌آید. از طرفی دیگر اندیشه [وسوسه] شیطانی به مکالمه انسان‌ها با یکدیگر شبیه است با این تفاوت که انسان نمی‌تواند شیطان را با چشم ببیند (۹).

در مقابل اندیشه شیطانی، جنید «اندیشه ربّانی» را مطرح می‌کند و برای آن نشانه‌ای ذکر می‌کند که شخص بتواند تفاوت آن را با اندیشه شیطانی دریابد. اندیشه ربّانی، مطابقت با شرع و دین است و جنبه تکلیف دارد. نفس انسان از زحمت و تکلیف فراری و گریزان است؛ لذا در ابتدا چندان تمایلی به رعایت تکلیف شرع از خودش نشان نمی‌دهد. درحالی‌که اندیشه شیطانی چون با طبع پست نفس همسویی و همخوانی دارد، نفس از همان ابتدا با میل و رغبت بسیار زیاد در صدد پذیرش و اجرای آن است (۱۰).

برشمردن علائم گذرگاه‌های نفس و تنگه‌های ابلیس و شناساندن دام‌های شیطانی توسط جنید برای تقویت اندیشه «حضور قلب» است تا سالک به حق حاضر باشد و بر دوام این حضور مراقبت کند.

نکاتی که برای مراقبت و مراقبه در آموزه‌های جنید وجود دارد با تأکید بر اهمیت «وقت و زمان» آغاز می‌شود و اینکه دنیا فرصت کوتاهی است برای بهره‌مندی و برخورداری از عنایات حق‌تعالی که نشان‌دهنده اهمیت مراقبت و مراقبه از دیدگاه جنید است.

جنید سالک را به بررسی کاستی‌ها و نقایص اندیشه و عمل و تأدیب نفس دعوت می‌کند با پذیرش خیر و دفع شرّ و اینکه نفس را به خدمت تکالیف شرع در بیاورد مانند برده‌ای که در خدمت اربابش است و در اصلاح امور بکوشد بی‌آنکه در این کار سستی کند یا خللی به آن وارد شود. از محکمات امور شروع کند که مطابق با شریعت است و در اندیشه ربّانی ظهور می‌کند و در انجام آنها شتاب داشته باشد. به غیر خدا دل نبندد. یاری‌رسان حق و مدافع حریم حق باشد و از سخن اهل دنیا دوری کند تا دلش به شنیدن سخن هواپرستان دچار غفلت نگردد؛ چون غفلت منجر به سنگدلی می‌گردد. با نیکان صالحان همنشین باشد و در محبّت به آنان کوشا باشد. جنید این امیدواری را به شخص می‌دهد که در ضمن کوشش برای جبران و اصلاح عمر، خداوند توبه او را بپذیرد و بداند که از نشانه‌های حاضران و راه‌یافتگان و دعوت‌شدگان، حلاوت و شیرینی و آسان‌شدن تکلیف طاعات بر ایشان است (۱۱).

این دستورالعمل‌ها بخش مهمی از تعالیم سیروسلوک مکتب جنید را تشکیل می‌دهد که مجاهده نقش مهمی در وصول و حصول به معرفت و حقیقت دارد تا سالک طریقت به طور مستمر خداوند را ناظر و حاضر بر افکار و احوال و اعمال خود بداند و بر دوام این حضور مراقبت کند.

  1. نفیسی، علی‌اکبر. (۱۳۴۳). فرهنگ نفیسی (۵ جلد). تهران: انتشارات کتاب‌فروشی خیام.ج۲، ص: ۱۲۵۵
  2. قشیری، ابوالقاسم عبدالکریم. (۱۳۷۴). رساله قشیریه. ترجمه: ابوعلی حسن بن احمد عثمانی. مصحح: بدیع‌الزمان فروزانفر. تهران: نشر علمی و فرهنگی. ص: ۱۰۹
  3. استعلامی، محمد. (۱۳۹۹). فرهنگ‌نامه تصوف و عرفان (۲ جلد). تهران: انتشارات فرهنگ معاصر.ج۱، ص: ۷۵۹-۷۵۸
  4. نفیسی، علی‌اکبر. (۱۳۴۳). فرهنگ نفیسی (۵ جلد). تهران: انتشارات کتاب‌فروشی خیام.ج۵، ص: ۳۲۴۲
  5. مستملی بخاری، اسماعیل. (۱۳۶۳). شرح التعرف لمذهب التصوف (۵ جلد). محقق و مصحح: محمد روشن. تهران: انتشارات اساطیر.ج۳، ص: ۱۱۳۲
  6. انصاری، مسعود. (۱۳۹۰). کتاب تاج العارفین جنید بغدادی. تهران: نشر جامی.ص: ۱۶۵
  7. همان:ص ۲۳۳
  8. همان:ص ۲۳۴
  9. همان:ص ۲۳۶-۲۳۵
  10. همان:ص ۲۳۶
  11. همان: ص ۲۴۸-۲۴۲

 


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

four × 3 =